به راستی که مشکلات جانبازان را که بخواهی بنویسی هر جانباز برای خودش به اندازه ی یک مثنوی هفتاد من درد دل دارد که نوشتن آن از عهده ی قلم خارج است. آنچه در ادامه می آید به طور خلاصه گوشه ای از مشکلات این عزیزان را نشان می دهد.تقاضا می کنم که با دقت بخوانید.در روز های آینده باز هم این نوشتن مطالبی با همین موضوع را ادامه خواهم داد:
*با توجه به وصیت و کلام آخر حضرت امام که هشدار دادند "مبادا کاری کنید که پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم زندگی روزمره گم شوند"، هر مسئولی که در خدمت به ایثارگران و جانبازان دفاع مقدس کوتاهی کند از وصیت امام سرپیچی کرده است.
*حسن کوهی (جانباز 45% که اخیرا به ناحق درصد جانبازی اش به 35% کاهش یافته): تهران هم که خودمان برای بیان مشکلاتمان می خواهیم آقای دکتر دهقان(رییس بنیاد شهید) را ببینیم، اصلا نمی دانیم از کدام در مجتمع کوثر می آید و از کجا خارج می شود. اگر هم بطور اتفاقی بین راه و موقع ورود ایشان را ببینیم ، محافظ های ایشان اجازه جلو رفتن را به ما نمی دهند. من مقام معظم رهبری را که بالاترین شخصیت این مملکت است ، دوبار ملاقات کرده ام. اما ایشان را هنوزنتوانستهام ببینم.
* رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم پیرو سنت دیرینه این بنیاد در توجیه کوتاهیها و نیز تبلیغات گستردهای که در زمینه خدمت رسانی به ایثارگران میشود، از حل مشکلات جانبازان در این استان خبر داده است.
*جانبازانی که با رسانه های خبری درباره ی مشکلات خود مصاحبه می کنند باید متظر برخوردهای تند و شدیدی از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران باشند که بسیار تأثر انگیز، تأسفآور و بدور از شأن و منزلت انسانی و خصوصا جانبازی است .بسیاری از این بزرگواران در مصاحبه های خود از مصاحبه کننده می خواهند که نامسان قید نشود.چرا که شیوه و سنت غیر اخلاقی بنیاد شهید و امور ایثارگران که چه بیپروا با وارد نمودن اتهامهای ناروا سعی در توجیه کوتاهی و قصور عملکرد خود دارد آنها را ترسانده. تا آنجا که حتی از متهم کردن جانبازان به دروغگویی نیز ابا ندارد.
*چندی پیش نامه ی ای از جانباز کاظمی در سایت خبرگزاری آفتاب چاپ شد که در حقیقت دردنامه ی همه ی جانبازان بود. اما جالب است که در عوض رسیدگی به مشکلات او و خانواده اش، تهدید می شود که دست از بیان مسایل و مشکلاتش در رسانه ها بردارد در غیر این صورت با محدودیت های ناخواسته ای مواجه خواهد شد. البته این جانباز 70 درصد تبریزی در زمان ریاست محسن رفیقدوست به دلیل مطرح کردن مشکلاتش با مصایب بسیاری مواجه شد که بخش اعظمی از آنچه این روزها با آن دست به گریبان است ناشی از همان برخورد دارو دسته رفیقدوست است. این بلایا در شرایطی بر سر جانبازان و خانواده های آنها می آید که همه مسئولان بر کمک رسانی به آنها تأکید ورزیده و حتی رهبر انقلاب خواستار تکریم آنها شده است.
*همسر جانباز ارسلان حداد: مدتی در منازل دیگران کار کردم تا اوضاع زندگیمان بهتر شود اما ناراحتی روحیام اجازه نداد .ما چیز زیادی نمیخواهیم. فقط میخواهیم آبرومندانه زندگی کنیم.
*جانباز ارسلان حداد: اگر جانباز شیمیایی نبودم همان کار «جمعآوری زباله» را که به من پیشنهاد داده بودند، برای سیرکردن شکم زن و فرزندم قبول میکردم، اما باور کنید که نتوانستم.
*یک جانباز اعصاب و روان45% در گفتگو با مهر نیوز: شاید دهها بار برای دکتر دهقان مشکلاتم را از طریق نامه منتقل کردم، ولی هیچ فایده ای نداشته ، اصلا جواب نمی دهد. نمی دانم شاید این نامه ها را پاره می کند و دور می اندازد کجا به من خانه می دهند؟ بنیاد به من می گوید برو واوان؛ رفتم آنجا را از نزدیک دیدم متأسفانه اصلا امنیت ندارد و خود جانبازانی که آنجا ساکن هستند می گویند مگر دیوانه ای که می خواهی اینجا بیایی. آنها هم مثل من جانباز هستند ولی مشکلات روحی شان بیشتر شده، دیگر اعصاب درست و حسابی ندارند. والله دیگر در توانم نیست کاری انجام دهم. واقعا مانده ام چه کار کنم من با این وضعیت جسمی و اعصاب و با کیف کپسول اکسیژن که همیشه باید همراهم باشد چطور می توانم کار کنم؟! حتی برای سرایداری یک آپارتمان رفتم اما نتوانستم دوام بیاورم. هجده ساله بودم که به جنگ رفتم و مجروح شدم، اما اصلا پشیمان نشده ام. ما جنگ را برای کسی نرفتیم که پشیمان بشویم. برای رضای خدا رفتم برای چیزی نرفتم. والله اگر الان خدای نکرده جنگ شود همین جانبازان هستند که در صف اول جبهه خواهند ایستاد.
*یک جانباز: یعنی یک فردی که بسیجی بوده، با آن روحیه ایستاده و در جبهه اسیر ومجروح شده، بعد بیاید در کشور خودش اینطور با او برخورد کنند؟!به جایی رسیده ایم که ترجیح می دهیم در انزوا باشیم و حرفمان را در گلو خفه کنیم. زندگی ام را خراب کردند، به کجا شکایت کنم؟ من در مرحلهای بودم که داشتم ازدواج می کردم، اما با کارهایی که بنیاد بر سرم آورد همه چیز خراب شد. تازه بعد از سالها بنیاد متوجه اشتباهش شده و می گوید دوباره برو کمیسیون پزشکی! یعنی با دور باطل و با گذشت زمان می خواهند حساسیت مسئله را از بین ببرند. یعنی دوباره سالها برو بیا . ببینید ما با چه کسانی طرف هستیم.
*نامه ی یک جانباز به مهر نیوز: من یک رزمنده جانباز هستم . مدارکم در وزارتخانه . . . موجود است که به عنوان کارمند نمونه انتخاب شدم . در دانشگاه چه از لحاظ درسی و چه از جهت اخلاقی و ورزشی رتبههای خوبی داشتم. ولی ظاهرا از نظر بنیاد شهید و امور ایثارگان که قاونا متولی رسیدگی به امثال ماست ، من مفسد فیالارض هم هستم. این هم به دلیل آنست که بنده منافع آنان را با حقایقی که میگفتم، به خطر انداختم. این جانباز که از ناحیه فک و صورت مصدوم شده است، تاکنون نزدیک به 67بار تحت عمل جراحی در داخل و خارج از کشور قرار گرفته اما در حال حاضر نه تنها مشکل ترمیم چهره اش حل نشده بلکه به گفته خود ضایعات صورتش بیشتر نیز شده است و علت آنرا کارشکنی و بی تدبیری مسئولان درمانی بنیاد شهید و امور ایثارگران و پزشک معالجش می داند.
*سخن جانبازی به یک خبر نگار: آقای خبرنگار بنویسید به جانبازان رسیدگی نمیکنند. 140میلیارد تومان بودجه بنیاد شهید با سوء مدیریت هدر میرود. ما را از مصاحبه هم باز میدارند
*سوختن رسم پروانگی است: کاش بیمهریهای برخی متولیان امور ایثارگران نبود و ما میتوانستیم بیشتر از او بگوییم. جسمش را بمبهای شیمیایی سوزاند و دلش را . . .

